بسیج و ولایت
بسیج و ولایت
خانه | آرشيو | ايميل

بسیج و ولایت

درباره :
پروفایل مدیر :مهتاب یزدانی



امکانات و ابزارها
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
نگاهی تمدنی به مفهوم انسجام اسلامی
بسیج در بیان مقام معظم رهبری
مواضع حضرت آیت الله خامنه ای کاخ سفید را لرزاند
محمدحسین فهمیده
دیدار دانش آموزان وفرهنگیان بسیجی با رهبر معظم انقلاب
تقدیم به رهبر
رابطه بسیج و ولایت»
بسیج در بیان مقام معظم رهبری
بسیجی و ولایت
بسیج در اندیشه امام (ره)
بسیج , تندیس پایداری
بسیج و توسعه مدیریت
ضرورت توجه به احیای امر به معروف و نهی از منکر در بسیج
بسیج و چشم انداز پیش رو
پیام مشترک نماینده ولی فقیه و استاندار مازندران به مناسبت هفته بسیج
تبریک سالگرد بسیج
ویژه نامه هفته بسیج
نقش بسیج در ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر
رمز موفقیت دولت احمدی‌نژاد اندیشه بسیجی است
تفکر بسیجی بر جامعه حکمفرما نیست
عرفه. عیدقربان . مناجات زیبا با خالق هستی
جایگاه بسیج در رویکرد امام (ره) نسبت به راهبرد «دفاع همه جانبه»
نگاهی به نقش بسیج و بسیجی در انقلاب اسلامی
بسیج در اندیشه امام (ره)
شالوده و بنای کارها در کشور بر مبنای تفکر و اندیشه بسیجی است
موفقیت‌های موجود در مبارزه با تهدیدات نرم از اندیشه بسیجی در جامعه است
اندیشه بسیج برگرفته از اندیشه ولایت فقیه است
عقیده رهبر در باره بسیج
این مکتب جوشیدنی است نه آموختنی-مقام معظم رهبری (پنجم آذرماه 1386)


موضوعات وبلاگ
پشتيباني
بسیج و ولایت

بسیج و ولایت .

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
بسیج و ولایت
یادی از شهید مالک عباسی؛ غیرت و شهامت

بیستم دیماه سال 84 مصادف با عرفه بود که خبر دادند «مالک عباسی» یکی دیگر از یادگاران دوران دفاع مقدس هم رفت. هر که می





خواست غیرت و جوانمردی را ببیند، باید او را می دید. مردانه از روزهای اول جنگ به ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران پیوست و بعدها در رسته تخریب به کار ادامه داد.
او اهل خاطره گویی نبود و تنها یکبار که سخن از عظمت فرمانده اش «شهید علی عاصمی» شد این چند جمله را گفت: سال 60 «شهید علی خیاط ویس» مسؤولیت تخریب قرارگاه کربلا را داشت که برای گرفتن چند نفر نیروی زبده به گلف رفتم که چشمم به «علی عاصمی» افتاد به دلم افتاد که خیلی به درد من می خورد.
به خیاط گفتم همین یکی را به من بده، دیگر کاری با تو ندارم. برای عملیات «طریق القدس» از چند شب پیش از عملیات با عاصمی معبر مخفی زدیم. من جلو بودم و علی هم پشت سر من. سه چهار نوار مانده به خاکریز عراق، روی دو زانو بلند شدم و سرباز عراقی هم بالای خاکریز زل زده بود به میدان، ولی من را ندید. کار که تمام شد، با علی بیرون آمدیم.
جالب اینکه مدتها بین این دو نفر جدایی افتاد و بر اثر حادثه علی فرمانده خود مالک را پیدا کرد در حالی که این بار علی فرمانده بود و مالک نیروی او، البته نیروی درجه یک و حرفه ای هم حساب می شد و معمولا برای عملیات می رفت و برمی گشت. صحنه صحنه رشادتهای مالک عباسی در عملیاتهای مختلف مثل بدر، والفجر 8 اگر به قلم آید، به افسانه ها شباهت دارد.
اصلاً مالک آدم ویژه ای بود. او را اگر یک بار می دیدی، منش و رفتار و نوع سخن گفتنش جوری بود که به وجود حقیقی او پی نمی بردی، اما آنها که با او رفاقتی داشتند، در ورای آن ظاهر، غیرت و مردانگی و دلدادگی او را به ارزشها و انقلاب با تمام وجود حس می کردند.






نقل است که او تنها عضو سپاه است که در پرونده اش دستخط تأییدی امام وجود دارد. او سالها در بیت امام(ره) از رده های نزدیک حفاظت به امام بود که گاهی به شوخی می گفت: فردای قیامت نیازی به شفاعت برو بچه های شهید ندارم و امام من را شفاعت می کند!
خاطراتی را که با امام داشت، با شعف خاصی تعریف می کرد. می گفت: یکبار که مبلغ قابل توجهی را به عنوان خمس خدمت ایشان بردم، امام پرسیدند چطور محاسبه کردی که این رقم زیاد شد و وقتی من توضیح دادم، امام هم آن را به من بخشید و هم عین همان مبلغ را به من هدیه کرد تا منزلی تهیه کنم.
اگرچه بسیار در ظاهر سرحال و شاد دیده می شد، اما در دل او غوغا و غمی بزرگ از فراق امام(ره) و دوستان شهیدش بود. گوشه ای از این غم را در عملیات بدر برخی دیدند که وقتی خبر شهادت خیاط ویس را شنید، سراسیمه به سردخانه آمد و بر سر جنازه او ضجه زد. امروز که در این نقطه ایستاده ایم، دیگر از آن قامت بلندان عاشق جز خاطره ای نمانده است. آنها در نزد امامشان که عاشقانه او را دوست داشتند میهمانند، اما برای ما جز دریغ و درد و حسرت بر فراقشان، چیزی نمانده است.
شهید مالک عباسی سردار دلیر و جانباز سلحشور جبهه ها، پس از تحمل سالها درد و رنج ناشی از مصدومیت شیمیایی دوران دفاع مقدس، سرانجام در 49 سالگی در صبحگاه بیستم دیماه 1384 به شهادت رسید. این شهید والا مقام با سابقه طولانی حضور در جبهه ها، از فرماندهان قدیمی دوران دفاع مقدس و از پایه گذاران واحد تخریب و مهندسی قرارگاه کربلا بود.
* مجید جعفرآبادی، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس


[ تگ ها : یاد و حاطره ]
+
عاشورا، جاری در جبهه ها

آیا می دانید نام بیشتر لشکرها، تیپ ها، موقعیت ها و عملیات ها در دفاع مقدس، برگرفته از فرهنگ عاشورا بود؟






یکی از نمودها و جلوه های عاشورا در فرهنگ دفاع مقدس، نامگذاری لشکرها، گردانها، گروهانها، پادگانها، قرارگاه ها و حتی سنگرهای رزمندگان، به نامهای آشنای کربلا، یاران و مظاهر فرهنگی عاشورا است.
* نام لشکرها، تیپها و گردانها
این نامگذاری ها در روان و شخصیت رزمندگان و حتی نحوه عملیات جبهه ها، موثر بود. وقتی نام گردان حبیب بن مظاهر بود، این نام، رزمندگان را وا می داشت تا درباره شخصیت حبیب و نقش او در انقلاب عاشورا، آگاهی و آشنایی بیشتری کسب کنند. کسانی هم که به آن گردان قدم می گذاشتند، بویژه مبلغان روحانی، بر همان شخصیت تکیه و از او یاد می کردند. این تکرار، تلقین و تبیین، زمینه ساز انس و الفت بیشتر رزمندگان، با شخصیت کسی می شد که نام او زینت گردان یا آن مجموعه بود. به برخی از این نامها اشاره می کنیم:
*لشکرها: 10 سیدالشهدا، 25 کربلا، 31 عاشورا، 41 ثارا...، 32 انصارالحسین و 14 امام حسین.
* تیپ های مستقل و غیرمستقل: 44 قمر بنی هاشم، 57 ابوالفضل، 61 محرم، 10 محرم، 115 تکاوران نینوا، 27 حضرت عباس، 9 ابوالفضل، یکم ثارا...، 2 عاشورا، 3 کربلا، 79 اباعبدا...، 8 محرم، نینوا، (ناو تیپ) فرات، 2 کربلا و 3 عاشورا.
* گردانها: علی اکبر از لشکر 10 سیدالشهدا، زهیر از لشکر 10 سیدالشهدا، علی اکبر از لشکر 31 عاشورا و لشکر 10 سیدالشهدا، قمر بنی هاشم از لشکر 10 سیدالشهدا، حبیب بن مظاهر از لشکر 27 حضرت رسول، مسلم از لشکر 27 حضرت رسول، عاشورا از لشکر 6 ویژه پاسداران، امام حسین از لشکر 8 نجف، زینب از لشکر 10 سیدالشهدا، ابوالفضل از تیپ امیرالمومنین بوشهر، امام حسین از لشکر 110 خاتم الانبیا، بریر از لشکر 10 سیدالشهدا، امام حسین از لشکر 27 روح ا...، امام حسین از تیپ حر، 61 علقمه از لشکر 27 حضرت رسول، ذوالجناح و راکبان کربلا.
مناطق آزاد شده و محورهای عملیاتی در طول سالهای دفاع مقدس نیز اغلب نامهایی به خود می گرفتند که با فرهنگ عاشورا پیوند داشت؛ مانند محور کربلا، محور عاشورا، محور امام حسین(ع)، محور زین العابدین(نزدیک هویزه) و ...
گاهی نام رزمندگان، در لشکرها و گردانها و گروهانها و حتی دسته ها، پیوندی خاص با نام مجموعه می یافت؛ مانند نام شهید حسین خرازی، فرمانده شجاع لشکر امام حسین(ع) که با نام لشکرش، الهام بخش شعارها و سخنها، قبل و پس از شهادتش شده بود.
گاهی رزمندگان در انتخاب واحد رزمی، تناسب نام خود را با واحد مربوط لحاظ می کردند؛ برای مثال، اکبر یا علی اکبر یا حبیب در گردان حبیب. دقایق و ظرائف دیگری نیز در این میان هست که میزان عشق و ایمان رزمندگان را به کربلا و فرهنگ عاشورا، نشان می دهد.
نام لشکرها، تیپها، گردانها و گروهانها بر روحیات، بافت مجموعه، شعارها و حتی نام افراد، اثر داشت؛ برای مثال، حبیب گردان حبیب، پیرترین چهره بود. در این گردان، برای صلوات فرستادن، می گفتند: بر «حبیب» خدا، محمد مصطفی، صلوات(با تأکید بر حبیب). در لشکر سیدالشهدا، امام حسین(ع) بیشتر با عنوان سیدالشهدا مطرح می شد و در گردان ابوالفضل، تیپ ابوالفضل یا گردان قمر بنی هاشم، شعار صبحگاهی و سوگندها به نام ابوالفضل بود و بیشترین روضه ها نیز به نام قمر بنی هاشم و ابوالفضل خوانده می شد.
در جبهه، سنگرهای جمعی و حتی انفرادی، اغلب به نام اباعبدا... متبرک می شد. تقدس و حرمت این نام، بیش از هر چیز، پاس داشته می شد. نمازخانه ها و «حسینیه»ها، نه تنها محفل و مجلس یاد اباعبدا... و مصائب عاشورا بود، بلکه نام و عنوانهای کربلایی را همراه داشت؛ مانند حسینیه عاشقان کربلا و حسینیه ابوالفضل. نام شهیدان نیز بر پیشانی مساجد و حسینیه ها می نشست. مسجد ها و حسینیه های هر گردان، گروهان و دسته ای، به نام شهیدان همان گردان و گروهان، بویژه به نام فرماندهان شهید، نامگذاری می شد.
در ایام محرم، جز مسجد، تکیه نیز برپا می شد. تکایا، هماره عنوان شهیدان کربلا را داشتند؛ مانند تکیه علی اکبر، تکیه ابوالفضل، تکیه قاسم و... .
پادگانها و قرارگاه ها که برخی مانند پادگان دوکوهه و قرارگاه کربلا، هنوز میعادگاه و کعبه عشاق و زیارتگاه مسافران به جبهه ها هستند نیز از نمادها، نمودها و نامهای عاشورایی و جلوه گاه فرهنگ حسینی، سرشار بودند.
منبع: پیوند دو فرهنگ (فرهنگ عاشورا و دفاع مقدس)، محمدرضا سنگری


[ تگ ها : یاد و حاطره ]
+
همیشه گوش به فرمان رهبر باشید

نگاهی به جایگاه ولایت پذیری در وصایای شهیدان ؛
همیشه گوش به فرمان رهبر باشید

گوشی بی سیم را که به دست حاج همت داد، خمپاره ای زوزه کشان آمد و گرد و غبار به آسمان بلند شد.





بی سیم چی ترسید با دو دست گوشهایش را چسبیده بود، حاجی با لبخند نگاهش کرد، اما انگار با شنیدن صدای خمپاره کنترل بدن از دستش خارج می شد زانوها خود به خود شل می شدند. قلب به تپش می افتاد و بدن نقش بر زمین می شد.
خیلی سعی کرد بر این ترس غلبه کند، حتی یک شب در تاریکی دل به بیابان سپرد کمی که جلوتر رفت حاجی را دید که مشغول نماز است از او هم گذشت جلوتر رفت و نشست تا صبح، اما باز هم ترسش نریخت. سرانجام شرمگین از حاج همت پرسید؟ «من چرا می ترسم؟ شما چرا نمی ترسی؟ راستش خیلی تلاش می کنم نترسم، اما به خدا دست خودم نیست مگر آدم می تواند جلوی قلبش را بگیرد که تند تند نزند؟ مگر می تواند به رنگ صورتش بگوید زرد نشو؟
اصلاً من بی اختیار روی زمین دراز می کشم، کنترلم دست خودم نیست». حاجی دست بر شانه جوان گذاشت و گفت:«من هم یک روزی مثل تو بودم ذهن من هم یک روزی پر بود از این سؤالها، اما امام پاسخ همه این سؤالها را داد. اوایل انقلاب از اصفهان به جماران رفتیم و با اصرار توانستیم ایشان را زیارت کنیم. دور تا دور امام نشستیم ناگهان ضربه محکمی به پنجره خورد و یکی از شیشه های اتاق شکست. از این صدای غیر منتظره همه از جا پریدند به جز امام، امام در همان حال که صحبت می کرد آرام سرش را برگرداند و به پنجره نگاه کرد. هنوز صحبتهایش تمام نشده بود که صدای اذان شنیده شد. بلافاصله والسلام گفت، از جا برخاست همان جا فهمیدم که آدمها همگی می ترسند. امام از دیر شدن وقت نماز می ترسید و ما از صدای شکستن شیشه! او از خدا ترسید و ما از غیر خدا. آنجا فهمیدم هرکس واقعاًَ از خدا بترسد دیگر از غیر خدا نمی ترسد 5
بی سیم چی در ذهنش تصویر حاجی را موقع نماز خواندن به یاد آورد که چنان می گریست که گویی هر لحظه از ترس جان خواهد داد. اما موقع انفجار مهیب ترین بمبها، خم به ابرو نمی آورد ...

رهبری امام خمینی(ره)

دوران دفاع مقدس به عنوان برگ زرینی از تاریخ کشورمان همواره مایه مباهات بوده و خواهد بود و آیندگان نیز افتخار خواهند کرد که در گذشته کسانی از همین کشور در سخت ترین شرایط و در شرایطی که انقلاب اسلامی تازه به پیروزی رسیده بود،در مقابل دشمن متجاوز ایستادند و نه تنها اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک کشور در دست متجاوزان باقی بماند،بلکه آسایش و امنیت امروزی آنها نیز مدیون از جان گذشتگی ایثارگران و شهیدانی است که بی هیچ چشمداشتی،جان خود را در طبق اخلاص نهادند.
یکی از عوامل اساسی و تاثیرگذاری که باعث شد ملت ایران از جنگ هشت ساله تحمیلی سرافراز بیرون بیاید،رهبری و مدیریت قاطعانه همراه با اطمینان قلبی حضرت امام خمینی(ره) بود که این مدیریت را در طول سالهای جنگ و در مقاطع مختلف حتی زمانی که در جنگ گره هایی ایجاد می شد به وضوح مشاهده می کنیم که شکست حصر آبادان،حفظ جزایر مجنون و... از این موارد شمرده می شوند.
به اعتراف بیشتر فرماندهان و اداره کنندگان جنگ تحمیلی،بسیاری از رزمندگان اسلام هم که برای دفاع از کشور در جبهه های حق علیه باطل حضور یافته بودند حضرت امام خمینی (ره) را از نزدیک ندیده بودند، اما نفس قدسی امام راحل چنان در روحیه آنها تاثیر گذاشته بود که این تاثیرگذاری در وصیتنامه هایشان و یا نامه هایی که به خانواده هایشان ارسال می کردند به وضوح قابل مشاهده است.

تجلی ولایت در وصایای شهدا

نمونه هایی از ضرورت ولایت پذیری و تأثیر آن در وصایای شهیدان را در اینجا می خوانید:
شهید میرزا محمدبیکی در بخشی از وصیتنامه اش می نویسد: وقت این است که به یاری امام حسین(ع) و حسین زمان بشتابیم و به ندای رهبر عزیزمان که بحق ندای حسین(ع) است، لبیک گوییم.
یکی از راه هایی که می شود انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عج)، متصل کرد، رهبری حضرت امام(ره) در رأس انقلاب است و با رهبری ایشان می شود این حکومت را به صاحبش تحویل داد. برای مقرر شدن امر رهبری، وجود شریف امام لازم و ضروری است و از خدا می خواهم او را برای ما حفظ نماید و تا انقلاب مهدی(عج)، شاهد رهبری او باشیم.
حرفها،گفته ها و کردار امام الهام گرفته از وحی و دستورات غیبی ولی عصر (عج) است و همواره دعاگوی او باشیم و طول عمرش را از خدا بخواهیم.

دست بیعت با امام(ره)

شهید یعقوب مهدی زاده اصل هم می نویسد: همیشه هوشیار و آماده باشید و مشت خود را بر دهان یاوه گویان و کسانی که می خواهند انقلاب را به انحراف بکشانند بکوبید و نگذارید خون شهیدان عزیزمان پایمال شود و دست بیعت با امام محکم کنید و نگذارید حسین زمان تنها باشد که اگر غفلت کنید به عذاب الهی دچار خواهید شد.
شهید محمودصحرائی اردکانی هم اظهار می دارد: من شما را به پیروی از امام خمینی و اطاعت بی چون و چرا از راهش که همان راه امام زمان(عج) است توصیه می کنم. من به شما توصیه دارم با هر کسی که از روی عناد با این انقلاب دشمن است به مقابله برخیزید.


[ تگ ها : بسیج و ولایت ، یاد و حاطره ، اندیشه بسیجی ]
+
انگیزه دشمنان ضربه زدن به جهاد علمی کشور است

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت ترور شهید علی محمدی؛
انگیزه دشمنان ضربه زدن به جهاد علمی کشور است

حضرت آیةا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی شهادت استاد دانشمند آقای دکتر مسعود علیمحمدی را تسلیت گفتند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام به این شرح است:

بسم ا... الرحمن الرحیم

شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علیمحمدی رضوان ا... علیه را به مادر و همسر و خاندان گرامیش و به همه ی دوستان و شاگردان و همکارانش تبریک و تسلیت عرض می کنم.
دست جنایتکاری که این ضایعه را آفرید، انگیزه ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بی گمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن، این انگیزه ی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت. علو{ درجات آن شهید سعید و صبر و اجر بازماندگان را از خداوند متعال مسألت می کنم.
سیدعلی خامنه ای
/25 دیماه/ 1388


[ تگ ها : ولایت ]
+
نقش تظاهرات تاسوعا و عاشورای سال 57 در تسریع پیروزی انقلاب اسلامی

محرم سال 1357 برای رژیم شاه یک کابوس وحشتناک بود. مردم در ضمن شعارهای خود خطاب به کسانی که هنوز در حاشیه خیابانها انقلاب را نظاره می کردند، می گفتند: "این نهضت حسینی، تماشاچی ندارد." و این شعار بر خیل تظاهرکنندگان می افزود.
انقلاب در شبهای محرم آن سال، حال و هوای بسیار معصومانه ای داشت. مردم احساس رشادت بیشتری می کردند و خود را در تداوم کاروان کربلا می دیدند. شورای انقلاب، بیت و مسجد آیةا... طالقانی و روحانیت مبارز تهران مراکز مهمی بودند که با تشکیل جلسات و ایجاد هماهنگی، تظاهرات ده روزه مردم را در تهران و سایر شهرهای ایران هدایت می کردند. راهپیماییهای ایام محرم به قدری باعظمت و پرمعنا بود که حتی اشخاص و گروههای سیاسی غیر دینی به جمع مردم پیوسته و در انجام تظاهرات با عزاداران مؤمن همصدا می شدند.
حضرت امام(ره) از طریق رسانه ها و دوستان خود، مردم انقلابی را مورد رهبری و رهنمود قرار می دادند و خطاب به مردم می گفتند: "این واقعه آتشی است که خداوند برافروخته و تا رسیدن به نتیجه روشن خواهد ماند" و در واقع چنان نیز شد. انقلاب مثل خورشیدی از پس دیوارهای کهنه نظام ستم شاهی طلوع کرد و همچنان باقی ماند تا دشت و دمن را پر از سبزی و روشنی ساخت. خاطرات دوستان و دشمنان انقلاب از آن روزها به راستی جذاب و خواندنی است و دنیایی پر از شهامت و معنویت را ترسیم می کند. آنچه در پی می آید برگرفته از نشریه زمان وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است که با توجه به تناسب آن با این ایام، فراروی مخاطبان ارجمند روزنامه قرار می گیرد.

پیام امام
امام خمینی(ره) در سخنرانی اول ماه محرم در نوفل لوشاتو، با اشاره به فلسفه قیام امام حسین(ع) و مسؤولیت مردم ایران در این مقطع، فرمودند: "همان طور که سیدالشهدا، به تکلیف شرعی الهی می خواست عمل بکند، غلبه (هم) می کرد تکلیف شرعی اش را عمل کرده (بود)، مغلوب هم می شد تکلیف شرعی اش را عمل کرده (بود)؛ قضیه، تکلیف است. قضیه این است که مقابل یک نفری که دارد همه حیثیات اسلام و مسلمین را می برد و سلطه پیدا کرده است بر مقدرات مسلمین و سلطه می دهد کفار را بر بلاد مسلمین، ارتش ایران را به دست مستشارهای آمریکایی می سپارد، مخازن ایران را به جیب این و آن می کند، فرهنگ ایران را ضایع کرده، . . . یک چنین آدمی که بر مسندی نشسته است، این استنکار لازم دارد؛ یعنی بر همه مردم لازم است که این را به او بگوید که بیا پایین از این مسند، همه مکلف هستند."
به دنبال این سخنرانی و تمهیدات شورای انقلاب برای برگزاری هر چه باشکوه تر تظاهرات عزاداری ماه محرم، مقامهای رژیم روزهای پرتنشی را پیش بینی می کردند. دولت نظامی ازهاری ، آخرین امید رژیم شاه بود که شاید بتواند در سایه ایجاد ترس و هراس ، به اوضاع ناآرام انقلابی خاتمه دهد. ولی مبارزان مذهبی و در رأس آن شورای انقلاب، اهمیت فرصت به وجود آمده در محرم را دریافته و آماده بهره برداری از این فرصت بودند. روز اول محرم، تظاهرات آرامی در اکثر نقاط کشور برگزار شد. مردم تهران شب اول محرم را تا صبح بیدار ماندند و بر پشت بامهای خود، ندای تکبیر سر دادند. در همان شب، جمعیت کثیری در خیابانهای تهران جمع شده بودند و علیه شاه شعار می دادند که به ناگاه سربازان سر رسیده و آنان را به گلوله بستند. فردای آن روز، سراسر تهران تعطیل بود. مردم به طور کامل دست از کار کشیدند. عده ای از آنان کفن پوشیده، جلوی دانشگاه تهران در مقابل سربازان مسلح به راهپیمایی پرداختند. مأموران نظامی در منطقه سرچشمه تهران، تعدادی را به شهادت رساندند و سپس اجساد آنان را جمع کرده و با کامیون از محل بردند. مشابه همین حوادث در شهرهای شیراز، همدان، اصفهان و دیگر شهرهای کشور اتفاق افتاد. ازهاری، نخست وزیر وقت، هشدار داده بود که دشمنان خارجی، طراح این ناآرامیها هستند و تأکید کرد حکومت نظامی اجازه برگزاری هیچ گونه تظاهراتی را نخواهد داد. روحانیون و مراجع تقلید به مردم توصیه کردند که به تظاهرات و عزاداریهای خود ادامه دهند و تأکید نمودند که مردم برای انجام مراسم سوگواری به اجازه حکومت نیازی ندارند. پس از پیام مراجع، مردم بیش از پیش به صحنه آمده و به تظاهرات خود تداوم دادند. در تظاهرات سه روز نخست محرم، حدود هفتصد نفر به شهادت رسیدند. در قزوین 135 نفر زیر تانکها ماندند و در مشهد مردمی که ممنوعیت تظاهرات را نادیده گرفته بودند، به گلوله بسته شدند.


[ تگ ها : اندیشه بسیجی ]
+
صدایی از بهشت

یاد و خاطره شهدای انقلاب در بیست و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی گرامی باد.
٭٭٭
شهید حمید صالحی کوردانی
حمید در سال 1340 در شهر تهران متولد شد. مادرش تا دو سالگی در کنار او بود، و پس از آن مسؤولیت تربیت حمید بر عهده پدرش افتاد، تحصیلاتش را تا پایان سال سوم راهنمایی ادامه داد. سپس به کار در مراکز خصوصی مشغول شد، صالحی چندی بعد در بخش لجستیک ارتش شغل مناسبی را به دست آورد، وی پس از مجاهدتهای فراوان برای پیروزی انقلاب اسلامی در هنگام تسخیر پادگان حشمتیه در تاریخ 22/11/1357 در سن 17 سالگی به شهادت رسید، مزار پاکش در بهشت زهرا(س) می باشد.
شهید داوود صرافی دماوندی
داوود صرافی دماوندی فرزند غلامحسین در سال 1338 در شهر تهران پای به عرصه هستی نهاد. زندگی خود را در محیط مذهبی و در سایه محبتهای پدر و مادر و عشق به اهل بیت(ع) آغاز کرد. تحصیلات خود را تا سال چهارم ریاضی فیزیک ادامه داد و در همین زمان شور و حال انقلاب همه را به خیابانها کشانده بود. داوود هم به عشق امام(ره) فریاد عدالتخواهی سر داد. به نماز و روزه اهمیت فراوانی می داد. سرانجام هنگام تسخیر رادیو و تلویزیون بر اثر اصابت گلوله مزدوران به یکی از چشمانش در سن 19 سالگی به سوی پروردگار مهربان پر کشید و او را در بهشت زهرا(س) به خاک سپردند.

شهید حسن صوفیائی
حسن در سال 1339 در تهران متولد شد. ایام طفولیت را در کانون پر مهر خانواده گذراند و سپس به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ دیپلم هنرستان شد. او از ظلم طاغوتیان و فساد حاکم بر جامعه بیزار بود. پس از فراگیر شدن نهضت امام خمینی(ره)، وی نیز با هوشیاری در این مسیر گام برداشت. حسن که فردی پاکباخته بود، از نثار جان خویش برای پیروزی انقلاب هراسی نداشت و یکبار در پیش چشم مأموران شهربانی تأسیسات اداری طاغوت را به آتش کشید. اما رژیم که از حضور مردم واهمه داشت از بین بردن مردم را تنها راه چاره خویش دانست. حسن که به شهادت در راه خدا عشق می ورزید در روزهای آخر عمرش از پدر و مادر عذرخواهی کرده و حلالیت طلبید. شلیک گلوله مزدوران در 12/9/1357 او را میهمان ملائک نمود. لبان حسن به ذکر ا... اکبر و یا حسین مترنم بود و لذت شهادت بر کامش گوارا آمد. پیکر خونین این جوان 18 ساله در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.


[ تگ ها : یاد و حاطره ]
+
خاطرات اسارت

با وجود برنامه های خاصی که بویژه در ایام دهه فجر و بخصوص در اردوگاه موصل 3 و 4 برگزار می شد، نمی دانستیم آنجا را ایرانی کوچک بنامیم یا اسارتگاه. اگر کسی از بیرون می آمد، اثری از اسارت به چشمش نمی خورد. بچه ها شور و شوق بخصوصی از خود نشان می دادند. هر سال مراسم دهه فجر از 12 بهمن شروع می شد و در 22 بهمن خاتمه می یافت و در آن، برنامه های مختلفی اجرا می شد. البته در طول مدت برگزاری برنامه که معمولاً بین 7 تا 30/9 بعدازظهر بود، افرادی به عنوان مسؤول حفاظت جلسات، لحظه به لحظه و قدم به قدم حرکات و اعمال سربازان عراقی را زیر نظر داشتند و بدین شکل اجرای برنامه چندان هم ساده نبود. از جمله این برنامه ها، نمایشنامه هایی بود که توسط خود بچه ها نوشته می شد. بعضی از نمایشنامه ها کمدی بود و در عرض ده پانزده دقیقه به اتمام می رسید و برخی دیگر نمایشنامه هایی سنگین و از نظر مدت، طولانی بود. بچه ها وقتی آن نمایشها را می دیدند، خود را در جبهه های جنگ احساس می کردند و اشک می ریختند.


[ تگ ها : یاد و حاطره ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!