گفتگو با: محمدصادق کوشکی (عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی)
محمدصادق کوشکی، دانشآموخته مقطع دکترای اندیشه سیاسی، از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی و مدیر گروه معارف اسلامی آن دانشگاه است که سابقه حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل را دارد. او مدت چند سال مسئولیت دفتر هنر و ادبیات مرکز اسناد انقلاب اسلامی را نیز بر عهده داشت. کوشکی از دانشآموختگان دانشگاه امام صادق(ع) و فعالان بسیج دانشجویی است که در جمعهای دانشجویی و مذهبی بسیاری به سخنرانی پرداخته است. چندین کتاب و مقاله دربارة اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و تفکر بسیجی از او منتشر شده است.
بسیجی کسی است که اهل اراده است و جز به خودش و تواناییهای اعتقادی خود، به چیزی تکیه ندارد و دست امید به سوی کسی غیر از خدای خودش دراز نمیکند؛ برای انجام وظایفش، منتظر هیچ کسی و هیچ چیزی نیست، بلکه صرفاً در هر لحظه به این فکر میکند که چه تکلیفی دارد و چگونه باید به بهترین نحو، تکلیفش را انجام بدهد. تفاوت بسیجی با سایر افراد این است که دیگران اگر زمینه فعالیت فراهم بشود، کاری میکنند، اما اگر زمینه فراهم نشد، نه، ولی بسیجی منتظر نمیماند، بلکه زمینه فعالیت را فراهم میکند و خودش مشغول انجام تکلیفش میشود. اینکه به چه قیمتی و با چه هزینهای و با چه صورتی، چندان برایش مشکل نیست. خودش این مشکلات را حل میکند.
نگاهش بینالمللی و جهانی است؛ تمام مردم دنیا را عرصه فعالیت و خدمت خودش میداند.
جنگ خودش را جنگ فقر و غنا و یک جنگ عقیدتی میداند که محدود به هیچ جغرافیا و مرزی نیست. برای جهاد، هیچ حد و مرزی نمیشناسد و تنها چیزی که حد و مرز جهاد بسیجی را مشخص میکند.
یعنی اگر بسیجی در عرصهای وارد نشود، به این معنی است که در آنجا وسع و توانایی نداشته و یا در آنجا احساس تکلیف نکرده است.
تقریباً قبل از کربلای چهار بود که بچههای لشکر 34 عاشورا در پادگان مستقر بودند. تعدادی از بچهها برای غذا در صف ایستاده بودند. یکی از فرماندهان گردان در اثر بیتوجهی یا عجلهای که داشت، بدون نوبت غذا گرفت. یک نوجوان پانزده ـ شانزده سالهای که ته صف ایستاده بود، خیلی صریح یقة آن فرمانده را جلوی همه گرفت و با صراحت گفت: «ما میجنگیم که در جامعه چنین رفتارهایی نباشد. ما میجنگیم که عدالت برقرار بشود. ما برای برقراری عدالت میجنگیم. اگر قرار باشد خودمان عدالت را برقرار نکنیم، جنگ ما به هدف والای خود نمیرسد و هدفمان محقق نمیشود.» آن فرمانده معذرتخواهی کرد و در ته صف ایستاد. و آن جوان بسیجی در عملیات کربلای 4 مفقودالاثر شدند.
موضوع بحث ما ویژگی تفکر بسیجی از دیدگاه امام خمینی(ره) است. حضرت امام(ره) میفرمایند که «اگر تفکر بسیجی بر این مملکت طنینانداز بشود، کشور از آسیبها و خطرات مصون میماند، وگرنه ما بایستی هر لحظه منتظر خطر باشیم». میخواهیم بدانیم، این تفکر دارای چه ویژگیهایی است و آن را از تفکرات دیگر متمایز میسازد؟
ـ چند تا ویژگی در این زمینه به ذهنم میرسد:
یک) بسیجی کسی است که هویت خودش را از دین یا به تعبیر حضرت امام(ره) از اسلام ناب گرفته باشد و در واقع این قرائت از اسلام، هم قرائت شیعی و قرائت علوی از اسلام است و هم قرائت حسینی و جعفری و مهدوی؛ این بسیجی تفکرش، عملش و هر آنچه که از وی صادر میشود، در راستای اسلام ناب است.
دو) بسیجی کسی است که اهل اراده است و جز به خودش و تواناییهای اعتقادی خود، به چیزی تکیه ندارد و دست امید به سوی کسی غیر از خدای خودش دراز نمیکند؛ برای انجام وظایفش، منتظر هیچ کسی و هیچ چیزی نیست، بلکه صرفاً در هر لحظه به این فکر میکند که چه تکلیفی دارد و چگونه باید به بهترین نحو، تکلیفش را انجام بدهد. تفاوت بسیجی با سایر افراد این است که دیگران اگر زمینه فعالیت فراهم بشود، کاری میکنند، اما اگر زمینه فراهم نشد، نه، ولی بسیجی منتظر نمیماند، بلکه زمینه فعالیت را فراهم میکند و خودش مشغول انجام تکلیفش میشود. اینکه به چه قیمتی و با چه هزینهای و با چه صورتی، چندان برایش مشکل نیست. خودش این مشکلات را حل میکند.
سه) بحث دیگر این است که بسیجی نگاه تکلیفمحور به جهان دارد؛ کسی است که دنیا را عرصه تکلیف میداند و محور همه فعالیتهایش را تکلیف شرعی میداند. به همین خاطر، تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، این است که به تکلیف شرعیاش عمل کند. اینکه در واقعیت آیا مابهازایی دارد یا نه؟ بازتابش در بین دیگران چیست؟ چه تأثیراتی دارد؟ آیا مسخرهاش میکنند؟ آیا قدرشناسی میکنند؟ آیا قدرشناسی نمیکنند؟ بیمهری یا کممهری می کنند؟ دیگر این گونه مسایل برایش مهم نیست! در قبال انجام تکالیف، هیچ توقع و چشمداشتی از هیچ کس ندارد. تنها چیزی که برایش مطرح نیست این است که به چشم بیاید. چون احساس میکند که تکلیف الهی خودش را انجام میدهد که تنها مخاطب این عمل و نیت، خداوند است و به همین خاطر دیگر نگاهش به چپ و راست، این سمت و آن سمت، به مردم و رسانهها، مقامات حکومتی و مسئولین بنیاد فلان نیست و به هیچ کس از اینها چشمداشتی ندارد.
چهار) بسیجی کسی است که چند بُعدی است و در عین حال که در زندگی شخصی خودش آدم نمونهای است، در عرصه خانواده هم فردی مثبت، سازنده و نمونه است. به عنوان همکار و یک کارگر یا کارفرما و به عنوان یک فروشنده یا خریدار یا به عنوان یک شهروند، سعی میکند دین در تمام عرصههای زندگیاش حضور و تجلی داشته باشد. در عرصههای سیاسی هم اهل تحلیل و اهل فهم سیاسی است. در عرصههای اجتماعی، اهل حضور مؤثر و مثبت است. صحنه حضورش هم محدود به محله و شهر و استان و کشور خودش نیست. نگاهش بینالمللی و جهانی است؛ تمام مردم دنیا را عرصه فعالیت و خدمت خودش میداند. جنگ خودش را جنگ فقر و غنا و یک جنگ عقیدتی میداند که محدود به هیچ جغرافیا و مرزی نیست. برای جهاد، هیچ حد و مرزی نمیشناسد و تنها چیزی که حد و مرز جهاد بسیجی را مشخص میکند، تکلیف است؛ یعنی اگر بسیجی در عرصهای وارد نشود، به این معنی است که در آنجا وسع و توانایی نداشته و یا در آنجا احساس تکلیف نکرده است. اینها خصوصیاتی است که ما میتوانیم در جایجای بیانات، افکار و پیامهای حضرت امام(ره) جستجو کنیم. این خصوصیات را برای بسیجی به معنای اعم و نه به معنای کسی که مثلاً در مقطع خاصی از تاریخ کشور ما جبهه رفته باشد، به کار بردهاند. تعریف حضرت امام(ره) از بسیجی این است که «یک دفتری است که عضویت آن را تمام خوبان عالم، از آدم(ع) تا خاتم(ص) امضا کردند».
با این ویژگیهایی که حضرتعالی در مورد بسیجی از دیدگاه امام(ره) فکر فرمودید، سؤال ما این است، چگونه باید تفکر بسیجی را به نسلی که نمونه عینی و عملی آن را در دوران دفاع مقدس و یا سالهای انقلاب ندیده، انتقال داد؟
ـ با تعریف حضرت امام(ره) دربارة بسیج اگر همین امروز فردی، هویت دینیاش را به طور کامل حفظ کند و به اندیشهها و آثار و افکار حضرت امام(ره) رجوع بکند، بسیجی است. البته آشنایی با سالهای دفاع مقدس، به ما کمک میکند که ما آن تعاریف و مفاهیمی را که حضرت امام(ره) به آن اشاره کرده است را به صورت بیرونی و تبلور یافته ببینیم و با شاخصههای عینیاش که در سالهای دفاع مقدس قابل مشاهده بود، آشنا شویم، نه اینکه در این عملیات چند نفر دشمن کشته و اسیر شدند یا چه مقدار جغرافیای کشور آزاد شدند. نه! بلکه یک نگاه انسانی، به فضای دفاع مقدس و روابط انسانی که بین خود رزمندهها، بین رزمندهها با فرماندهان یا بین رزمندهها با حضرت امام(ره)، بین رزمندهها با دشمن، بین رزمندهها با مردم برقرار بود و... بیندازیم و تأمل بکنیم؛ اگر آنها خوب شناخته شوند، این سالهای دفاع مقدس میتواند از آن مفاهیم نظری که حضرت امام(ره) در توصیف بسیج و تفکر بسیجی ارائه کرده است، الگوهای عملی و عینی به دست ما بدهد.
آقای دکتر! به صورت مشخصتر میخواهیم بدانیم که در نظر امام راحل، تفکر بسیجی چه نسبتی با عدالتگستری و عدالتطلبی و فقرستیزی دارد؟
ـ وقتی میگوییم بسیجی هویت خودش را از اسلام ناب میگیرد، اهل تکلیف است و با خصوصیات چندگانهای که از آن تفکر مطرح کنیم، بسیجی نمیتواند برکنار از عدالت و بیتفاوت به بیعدالتی و رواج فساد در جامعه باشد. اگر به این تعبیر حضرت امام(ره) در وصیتنامهشانکه در خصوص بحث عدالتخواهی است توجه جدی شود که میفرمایند «هدف از ارسال تمام رسل و مبعوث شدن همه انبیا(ع) اقامه قسط در بین مردم است، عیناً ترجمهای از آیه 25 سوره حدید است.
طبیعی است که یک بسیجی با چنین اندیشهای، قطعاً عدالتخواه خواهد بود و از آن طرف، فقر در نگاهش به عنوان یکی از مصادیق و پیامدها و زادههای بیعدالتی و خیلی منفور است؛ طبیعتاً برای اینکه اهداف دین در جهان گسترش یابد، در راه برقراری عدالت و ریشه کنی ظلم و فقر مبارزه میکند.
بیمناسبت نیست خاطره ای نقل کنم که مرتبط به بحث عدالتخواهی است. تقریباً قبل از کربلای چهار بود که بچههای لشکر 34 عاشورا در پادگان مستقر بودند. تعدادی از بچهها برای غذا در صف ایستاده بودند. یکی از فرماندهان گردان در اثر بیتوجهی یا عجلهای که داشت، بدون نوبت غذا گرفت. یک نوجوان پانزده ـ شانزده سالهای که ته صف ایستاده بود، خیلی صریح یقة آن فرمانده را جلوی همه گرفت و با صراحت گفت: «ما میجنگیم که در جامعه چنین رفتارهایی نباشد. ما میجنگیم که عدالت برقرار بشود. ما برای برقراری عدالت میجنگیم. اگر قرار باشد خودمان عدالت را برقرار نکنیم، جنگ ما به هدف والای خود نمیرسد و هدفمان محقق نمیشود.» آن فرمانده معذرتخواهی کرد و در ته صف ایستاد. آن جوان بسیجی در عملیات کربلای 4 مفقودالاثر شد.
نسبت بین راه بسیجی مد نظر امام(ره) و تحجر و التقاط که امروزه متأسفانه در جامعه مورد خلط واقع میشود، چیست؟
ـ اگر کسی میخواهد تکلیف خودش را در هر مقطع درست تشخیص بدهد، باید شرایط، فضا و زمانه را دقیق بشناسد و باید با دنیا آشنا باشد. بسیجی کسی است که روی پای خودش ایستاده است و منتظر نیست کسی دستور خاصی به او بدهد تا حرکت کند؛ بلکه در هر لحظه به دنبال این است که تکلیف خودش را بشناسد و بدان عمل کند. لازمه تمام این موارد، این است که آن فرد، صاحب بصیرت و معرفت باشد؛ به خصوص در مورد مفاهیم دینی. این بصیرت و معرفت قطعاً با تحجر سازگار نیست و با التقاط هیچ نسبت و میانهای ندارد. تنها، کسی میتواند بسیجی مورد نظر حضرت امام(ره) باشد که دائماً اهل نو کردن، کامل کردن و عمیق کردن بصیرتش باشد.
جای خالی تفکر بسیجی در مدیریت جامعه چقدر احساس می شود؟
ـ تعبیر حضرت امام(ره) این است که «اگر در کشوری نوای خوش تفکر بسیجی طنین انداز بشود، چنین کشوری در مقابل جهانخواران بیمه می شود». الآن ببینید ما در حوزه سیاست، توانستیم دست رد بر سینه جهانخواران بزنیم. اما در حوزه اقتصاد، فرهنگ و در بسیاری از مسائل اجتماعی، متأسفانه کمتر توفیق داشتهایم. چرا؟ چون به تعبیر حضرت امام(ره)، نوای خوش تفکر بسیجی در این عرصهها بر کشور حاکم نشده است.
حقیقت مطلب این است که خلأ جدی نبود تفکر بسیجی در بین بسیاری از مسئولان فرهنگی، اقتصادی، صنعتی و حتی سیاسی ما احساس میشود. اگر «تفکر بسیجی» در بین حاکمان جامعه ما ساری و جاری بود، قطعاً مشکلات جامعه ما بسیار کمتر بود و قدرت و نفوذ و تأثیرگذاری ما بر مناسبات جهانی، بسیار بیشتر بود.
عملکرد نهادهای متولی بسط و ترویج تفکر بسیجی را چطور ارزیابی میکنید؟
ـ مختصر و ساده بگویم که اگر بخواهیم تفکر بسیجی را محدود به چند نهاد مشخص دولتی بکنیم، راه به جایی نمیبریم. هیچ نهادی متولی تفکر بسیجی نیست. اگر نیروی مقاومت را متولی تفکر بسیجی بدانیم، راه به خطا رفتهایم. بسیج یک تفکر است، یک نگاه دینی به جهان و زندگی است. این نگاه دینی به جهان و زندگی، متولی خاصی ندارد. تمام نهادهایی که به نوعی در عرصه فرهنگ دینی و گسترش دینی تلاش میکنند، از حوزههای علمیه گرفته تا مؤسسههای خصوصی و فردی که به سهم خود در ترویج فرهنگ دینی تلاش میکنند، میتوانند مروج فرهنگ بسیجی باشند. ما نه توقع داریم و نه شدنی است که نهاد خاصی به اسم نیروی مقاومت بخواهد متولی بسیج و فرهنگ بسیجی باشد. کما اینکه همه انسانها، همه کسانی که فرهنگ دینی و شیعی را پذیرفتهاند و آشنا و عاشق آن شدند، میتوانند بسیجی باشند. چون تفکر بسیجی یک امر عمومی است و به تعبیر حضرت امام(ره) «شجره طیبهای است که اصلش ثابت و فرعش در سماء است».
به عنوان آخرین سؤال، بهترین راه شناخت بسیج و اندیشة بسیجی چیست؟
بهترین راه برای آشنایی با تفکر بسیجی، مرور جدی صحیفه حضرت امام(ره) است. یعنی اگر کسی میخواهد بداند که فرهنگ بسیجی یعنی چه، اگر بخواهد موقعیت خودش را درک کند، اگر بخواهد تأثیرات، قدرت و شرایط خودش و حتی آسیبشناسی تفکر بسیجی را درک کند، حتماً باید به آرا و اندیشههای احیاگر این تفکر مراجعه کند.
منبع: ماهنامه امتداد
[ تگ ها : اندیشه بسیجی ]
+ نوشته شده در ساعت ۱٢:٢۸ ق.ظ توسط م





