نگاهی به جایگاه ولایت پذیری در وصایای شهیدان ؛
همیشه گوش به فرمان رهبر باشید
گوشی بی سیم را که به دست حاج همت داد، خمپاره ای زوزه کشان آمد و گرد و غبار به آسمان بلند شد.

بی سیم چی ترسید با دو دست گوشهایش را چسبیده بود، حاجی با لبخند نگاهش کرد، اما انگار با شنیدن صدای خمپاره کنترل بدن از دستش خارج می شد زانوها خود به خود شل می شدند. قلب به تپش می افتاد و بدن نقش بر زمین می شد.
خیلی سعی کرد بر این ترس غلبه کند، حتی یک شب در تاریکی دل به بیابان سپرد کمی که جلوتر رفت حاجی را دید که مشغول نماز است از او هم گذشت جلوتر رفت و نشست تا صبح، اما باز هم ترسش نریخت. سرانجام شرمگین از حاج همت پرسید؟ «من چرا می ترسم؟ شما چرا نمی ترسی؟ راستش خیلی تلاش می کنم نترسم، اما به خدا دست خودم نیست مگر آدم می تواند جلوی قلبش را بگیرد که تند تند نزند؟ مگر می تواند به رنگ صورتش بگوید زرد نشو؟
اصلاً من بی اختیار روی زمین دراز می کشم، کنترلم دست خودم نیست». حاجی دست بر شانه جوان گذاشت و گفت:«من هم یک روزی مثل تو بودم ذهن من هم یک روزی پر بود از این سؤالها، اما امام پاسخ همه این سؤالها را داد. اوایل انقلاب از اصفهان به جماران رفتیم و با اصرار توانستیم ایشان را زیارت کنیم. دور تا دور امام نشستیم ناگهان ضربه محکمی به پنجره خورد و یکی از شیشه های اتاق شکست. از این صدای غیر منتظره همه از جا پریدند به جز امام، امام در همان حال که صحبت می کرد آرام سرش را برگرداند و به پنجره نگاه کرد. هنوز صحبتهایش تمام نشده بود که صدای اذان شنیده شد. بلافاصله والسلام گفت، از جا برخاست همان جا فهمیدم که آدمها همگی می ترسند. امام از دیر شدن وقت نماز می ترسید و ما از صدای شکستن شیشه! او از خدا ترسید و ما از غیر خدا. آنجا فهمیدم هرکس واقعاًَ از خدا بترسد دیگر از غیر خدا نمی ترسد 5
بی سیم چی در ذهنش تصویر حاجی را موقع نماز خواندن به یاد آورد که چنان می گریست که گویی هر لحظه از ترس جان خواهد داد. اما موقع انفجار مهیب ترین بمبها، خم به ابرو نمی آورد ...
رهبری امام خمینی(ره)
دوران دفاع مقدس به عنوان برگ زرینی از تاریخ کشورمان همواره مایه مباهات بوده و خواهد بود و آیندگان نیز افتخار خواهند کرد که در گذشته کسانی از همین کشور در سخت ترین شرایط و در شرایطی که انقلاب اسلامی تازه به پیروزی رسیده بود،در مقابل دشمن متجاوز ایستادند و نه تنها اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک کشور در دست متجاوزان باقی بماند،بلکه آسایش و امنیت امروزی آنها نیز مدیون از جان گذشتگی ایثارگران و شهیدانی است که بی هیچ چشمداشتی،جان خود را در طبق اخلاص نهادند.
یکی از عوامل اساسی و تاثیرگذاری که باعث شد ملت ایران از جنگ هشت ساله تحمیلی سرافراز بیرون بیاید،رهبری و مدیریت قاطعانه همراه با اطمینان قلبی حضرت امام خمینی(ره) بود که این مدیریت را در طول سالهای جنگ و در مقاطع مختلف حتی زمانی که در جنگ گره هایی ایجاد می شد به وضوح مشاهده می کنیم که شکست حصر آبادان،حفظ جزایر مجنون و... از این موارد شمرده می شوند.
به اعتراف بیشتر فرماندهان و اداره کنندگان جنگ تحمیلی،بسیاری از رزمندگان اسلام هم که برای دفاع از کشور در جبهه های حق علیه باطل حضور یافته بودند حضرت امام خمینی (ره) را از نزدیک ندیده بودند، اما نفس قدسی امام راحل چنان در روحیه آنها تاثیر گذاشته بود که این تاثیرگذاری در وصیتنامه هایشان و یا نامه هایی که به خانواده هایشان ارسال می کردند به وضوح قابل مشاهده است.
تجلی ولایت در وصایای شهدا
نمونه هایی از ضرورت ولایت پذیری و تأثیر آن در وصایای شهیدان را در اینجا می خوانید:
شهید میرزا محمدبیکی در بخشی از وصیتنامه اش می نویسد: وقت این است که به یاری امام حسین(ع) و حسین زمان بشتابیم و به ندای رهبر عزیزمان که بحق ندای حسین(ع) است، لبیک گوییم.
یکی از راه هایی که می شود انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عج)، متصل کرد، رهبری حضرت امام(ره) در رأس انقلاب است و با رهبری ایشان می شود این حکومت را به صاحبش تحویل داد. برای مقرر شدن امر رهبری، وجود شریف امام لازم و ضروری است و از خدا می خواهم او را برای ما حفظ نماید و تا انقلاب مهدی(عج)، شاهد رهبری او باشیم.
حرفها،گفته ها و کردار امام الهام گرفته از وحی و دستورات غیبی ولی عصر (عج) است و همواره دعاگوی او باشیم و طول عمرش را از خدا بخواهیم.
دست بیعت با امام(ره)
شهید یعقوب مهدی زاده اصل هم می نویسد: همیشه هوشیار و آماده باشید و مشت خود را بر دهان یاوه گویان و کسانی که می خواهند انقلاب را به انحراف بکشانند بکوبید و نگذارید خون شهیدان عزیزمان پایمال شود و دست بیعت با امام محکم کنید و نگذارید حسین زمان تنها باشد که اگر غفلت کنید به عذاب الهی دچار خواهید شد.
شهید محمودصحرائی اردکانی هم اظهار می دارد: من شما را به پیروی از امام خمینی و اطاعت بی چون و چرا از راهش که همان راه امام زمان(عج) است توصیه می کنم. من به شما توصیه دارم با هر کسی که از روی عناد با این انقلاب دشمن است به مقابله برخیزید.
گوشی بی سیم را که به دست حاج همت داد، خمپاره ای زوزه کشان آمد و گرد و غبار به آسمان بلند شد.

بی سیم چی ترسید با دو دست گوشهایش را چسبیده بود، حاجی با لبخند نگاهش کرد، اما انگار با شنیدن صدای خمپاره کنترل بدن از دستش خارج می شد زانوها خود به خود شل می شدند. قلب به تپش می افتاد و بدن نقش بر زمین می شد.
خیلی سعی کرد بر این ترس غلبه کند، حتی یک شب در تاریکی دل به بیابان سپرد کمی که جلوتر رفت حاجی را دید که مشغول نماز است از او هم گذشت جلوتر رفت و نشست تا صبح، اما باز هم ترسش نریخت. سرانجام شرمگین از حاج همت پرسید؟ «من چرا می ترسم؟ شما چرا نمی ترسی؟ راستش خیلی تلاش می کنم نترسم، اما به خدا دست خودم نیست مگر آدم می تواند جلوی قلبش را بگیرد که تند تند نزند؟ مگر می تواند به رنگ صورتش بگوید زرد نشو؟
اصلاً من بی اختیار روی زمین دراز می کشم، کنترلم دست خودم نیست». حاجی دست بر شانه جوان گذاشت و گفت:«من هم یک روزی مثل تو بودم ذهن من هم یک روزی پر بود از این سؤالها، اما امام پاسخ همه این سؤالها را داد. اوایل انقلاب از اصفهان به جماران رفتیم و با اصرار توانستیم ایشان را زیارت کنیم. دور تا دور امام نشستیم ناگهان ضربه محکمی به پنجره خورد و یکی از شیشه های اتاق شکست. از این صدای غیر منتظره همه از جا پریدند به جز امام، امام در همان حال که صحبت می کرد آرام سرش را برگرداند و به پنجره نگاه کرد. هنوز صحبتهایش تمام نشده بود که صدای اذان شنیده شد. بلافاصله والسلام گفت، از جا برخاست همان جا فهمیدم که آدمها همگی می ترسند. امام از دیر شدن وقت نماز می ترسید و ما از صدای شکستن شیشه! او از خدا ترسید و ما از غیر خدا. آنجا فهمیدم هرکس واقعاًَ از خدا بترسد دیگر از غیر خدا نمی ترسد 5
بی سیم چی در ذهنش تصویر حاجی را موقع نماز خواندن به یاد آورد که چنان می گریست که گویی هر لحظه از ترس جان خواهد داد. اما موقع انفجار مهیب ترین بمبها، خم به ابرو نمی آورد ...
رهبری امام خمینی(ره)
دوران دفاع مقدس به عنوان برگ زرینی از تاریخ کشورمان همواره مایه مباهات بوده و خواهد بود و آیندگان نیز افتخار خواهند کرد که در گذشته کسانی از همین کشور در سخت ترین شرایط و در شرایطی که انقلاب اسلامی تازه به پیروزی رسیده بود،در مقابل دشمن متجاوز ایستادند و نه تنها اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک کشور در دست متجاوزان باقی بماند،بلکه آسایش و امنیت امروزی آنها نیز مدیون از جان گذشتگی ایثارگران و شهیدانی است که بی هیچ چشمداشتی،جان خود را در طبق اخلاص نهادند.
یکی از عوامل اساسی و تاثیرگذاری که باعث شد ملت ایران از جنگ هشت ساله تحمیلی سرافراز بیرون بیاید،رهبری و مدیریت قاطعانه همراه با اطمینان قلبی حضرت امام خمینی(ره) بود که این مدیریت را در طول سالهای جنگ و در مقاطع مختلف حتی زمانی که در جنگ گره هایی ایجاد می شد به وضوح مشاهده می کنیم که شکست حصر آبادان،حفظ جزایر مجنون و... از این موارد شمرده می شوند.
به اعتراف بیشتر فرماندهان و اداره کنندگان جنگ تحمیلی،بسیاری از رزمندگان اسلام هم که برای دفاع از کشور در جبهه های حق علیه باطل حضور یافته بودند حضرت امام خمینی (ره) را از نزدیک ندیده بودند، اما نفس قدسی امام راحل چنان در روحیه آنها تاثیر گذاشته بود که این تاثیرگذاری در وصیتنامه هایشان و یا نامه هایی که به خانواده هایشان ارسال می کردند به وضوح قابل مشاهده است.
تجلی ولایت در وصایای شهدا
نمونه هایی از ضرورت ولایت پذیری و تأثیر آن در وصایای شهیدان را در اینجا می خوانید:
شهید میرزا محمدبیکی در بخشی از وصیتنامه اش می نویسد: وقت این است که به یاری امام حسین(ع) و حسین زمان بشتابیم و به ندای رهبر عزیزمان که بحق ندای حسین(ع) است، لبیک گوییم.
یکی از راه هایی که می شود انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عج)، متصل کرد، رهبری حضرت امام(ره) در رأس انقلاب است و با رهبری ایشان می شود این حکومت را به صاحبش تحویل داد. برای مقرر شدن امر رهبری، وجود شریف امام لازم و ضروری است و از خدا می خواهم او را برای ما حفظ نماید و تا انقلاب مهدی(عج)، شاهد رهبری او باشیم.
حرفها،گفته ها و کردار امام الهام گرفته از وحی و دستورات غیبی ولی عصر (عج) است و همواره دعاگوی او باشیم و طول عمرش را از خدا بخواهیم.
دست بیعت با امام(ره)
شهید یعقوب مهدی زاده اصل هم می نویسد: همیشه هوشیار و آماده باشید و مشت خود را بر دهان یاوه گویان و کسانی که می خواهند انقلاب را به انحراف بکشانند بکوبید و نگذارید خون شهیدان عزیزمان پایمال شود و دست بیعت با امام محکم کنید و نگذارید حسین زمان تنها باشد که اگر غفلت کنید به عذاب الهی دچار خواهید شد.
شهید محمودصحرائی اردکانی هم اظهار می دارد: من شما را به پیروی از امام خمینی و اطاعت بی چون و چرا از راهش که همان راه امام زمان(عج) است توصیه می کنم. من به شما توصیه دارم با هر کسی که از روی عناد با این انقلاب دشمن است به مقابله برخیزید.
دست از امام برندارید
شهید سیدمحمد ابراهیمی می گوید: همیشه به یاد خدا باشید و به دستورات شرعی و الهی عمل کنید و از امت شهیدپرور ایران و بخصوص همشهریان عزیز می خواهم دست از اسلام،امام و انقلاب برندارند و با حضور در صحنه،پوزه لاشخوران شرق و غرب را به زمین بمالند و مواظب باشند افراد منافق شما را فریب ندهند.
برادران عزیز،ملاک و خط مشی شما باید دستورات خدا،قرآن،چهارده معصوم(ع) و امام عزیزمان خمینی کبیر باشد و با حضور در صحنه های جنگ و انقلاب، روح شهدای اسلام را شاد کنید و دشمن را به هراس و وحشت بیندازید.شهید جواد هرمزپور هم این گونه مردم را به پشتیبانی از ولایت دعوت می کند:ما انقلاب نکردیم برای شکم.منظور این است که اگر کمبودی باشد از نظر اقتصادی تحمل کنید، دولت را تضعیف نکنید،تضعیف دولت، تضعیف امام است، تضعیف امام، تضعیف اسلام است. نگذارید که دشمنان داخلی و خارجی بین شما نفوذ کنند. روز به روز وحدت خودتان را حفظ کنید که ما پیروزیم.
اجابت امر رهبر
دانشجوی شهید یوسفی هم می گوید: ای معبود من،ای آنکه دلها در لقای تو می تپد، من با ایمان قلبی خود نسبت به دین اسلام و در پی اجابت امر رهبرم و با احساس مسؤولیت برای دفاع از دین تو و دین برگزیده رسول تو به میدان جنگ آمدم. خدایا من با تو در شهادت دوستانم، در پرپر شدن لاله های جوان گلستان ایران عزیز، من به هنگام بلند شدن ناله های کودکان مادر از دست داده در بمبارانهای دشمن، با تو پیمان بستم و عهد نمودم که تا پایان راه بروم و حال به پیمان خود وفا کرده ام. الهی من به وفاداری و خلوص عمل نمودم، تو نیز مرا بپذیر.
امام را تنها نگذارید
دانش آموز شهید جواد پاکپور هم نوشته است: هرگز امام را تنها نگذارید، یعنی اگر امام را یاری نکنید به اسلام پشت کرده اید و این خیانتی است به اسلام. امیدوارم همه مسلمین جهان با هم وحدت کلمه داشته باشند تا اسلام مستحکم و پایدار باشد.
شهید باب ا... رفعتی هم در بخشی از وصیتنامه اش گفته است:برای امام عزیزمان سر نمازهایتان دعا کنید و از خدا طول عمر آن رهبر بزرگ را بطلبید و برای رزمندگان و مجروحان و اسیران دعا کنید. پدر و مادر گرامی ام هرگز به خاطر من گریه و زاری نکنید.
آرزو داشتم به حضور امام برسم و او بر روی من لبخند بزند،زیرا تنها چیزی که قلب مرا تسکین می دهد، لبخند رهبر می باشد،ولی چون سعادت آن را نداشتم از پدر و مادرم می خواهم عکسی زیبا از امام را که در حال لبخند زدن است به روی قبرم بزنند شاید قلبم با دیدن آن گرم گردد.
پیرو ولایت فقیه باشید
دانش آموز شهید وحید فریدی نیز گفته است: پیرو ولایت فقیه باشید تا خدای ناخواسته به انحراف کشیده نشوید.
شهید سیدحسن فدایی نوشته است:این بنده حقیر با چشم باز و دلی روشن و محکم به ندای رهبرم لبیک گفته و پا به کربلای مقدس خونین ایران گذاشتم و با جان و دل، راه شهیدان را با رهبری امام امت ادامه خواهم داد و دشمنان اسلام هر کجا و هر که هستند این را بدانند که ما عاشق شهادت هستیم و ما را از مرگ نترسانند.
برای ما رگبار مسلسل و آتش خمپاره و بمبهای شیمیایی شربت است و لذت آور و این را بدانند که ما با رزم بی امان خود به دشمن قدرت فکر کردن نداده و بلکه قدرت فکر کردن را از او گرفته و از هیچ چیز نمی ترسیم؛مگر بنده خالص خدا از چیزی ترس دارد؟هرگز، هرگز ما تن به ذلت نخواهیم داد و دشمنان اسلام را به یاری خداوند خوار و ذلیل نگه داشته ایم و این نصرت خداوند و درس بزرگی است برای جنایتکاران و تجاوزگران. قدر امام عزیز را بدانید که برای ملت ایران نعمت بزرگ الهی است.
لبیک ای زاده زهرا(س)
دانشجوی شهید علی رضا کریمی هم نوشته است:به ولایت فقیه که استمرار حرکت انبیاء است چنگ بزنید، زیرا در زمان غیبت امام زمان(عج)،تنها ولی فقیه است که می تواند رهبری جامعه اسلامی را عهده دار شود و زمام امور مسلمین را در دست گیرد و قدر علما را بدانید که ذخایر انقلاب هستند.
شهید علیرضا نجاری هم می گوید: لبیک ای زاده زهرا(س)،لبیک ای رهبر عزیز، امید است ] مردم [ مسیر مرا و دیگر شهدای اسلام را که برادران عزیزمان هستند،طی نمایند و پشتیبان انقلاب اسلامی و رهبر عزیزمان باشند.شهید جلال امیدی هم در بخشی از وصیتنامه اش نوشته است: من از تمام اقوام و دوستان و آشنایان می خواهم که امام را تنها نگذارید و سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید که تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نکرده و نخواهم کرد. با خداوند پیمان می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین (ع) همراه باشم.
ای دوستان و آشنایان که این درد دل مرا می شنوید،شما را به خدا قسم می دهم که بروید جبهه ها را پر کنید. الان جنگ به مرتبه ای رسیده که به نیرو نیاز دارد، بروید تا به فرمان امام لبیک گفته باشیم.
همیشه دعاگوی امام باشید که همین دعاهاست که تا به حال جنگ را پیش برده.
و منصور آجرلو که سرانجام در اسفندماه 1365 در جریان عملیات کربلای 5 شربت شهادت را نوشید، می گوید:
ملت عزیز ایران، همیشه گوش به فرمان رهبر باشید و او را تنها نگذارید چون راه ایشان راه مستقیم و درست است و راه انبیاء و پیامبران و امامان است. هرکس نسبت به حرکت این مرد عارف، عاشق، عابد، زاهد، عالم و فیلسوف شک کند یقیناً بداند که از صراط مستقیم دور شده است.
[ تگ ها : اندیشه بسیجی ، بسیج و ولایت ، یاد و حاطره ]
+ نوشته شده در ساعت ۱۱:۱۱ ب.ظ توسط م





