پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت ترور شهید علی محمدی؛
انگیزه دشمنان ضربه زدن به جهاد علمی کشور است
حضرت آیةا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی شهادت استاد دانشمند آقای دکتر مسعود علیمحمدی را تسلیت گفتند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام به این شرح است:
بسم ا... الرحمن الرحیم
شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علیمحمدی رضوان ا... علیه را به مادر و همسر و خاندان گرامیش و به همه ی دوستان و شاگردان و همکارانش تبریک و تسلیت عرض می کنم.
دست جنایتکاری که این ضایعه را آفرید، انگیزه ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بی گمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن، این انگیزه ی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت. علو{ درجات آن شهید سعید و صبر و اجر بازماندگان را از خداوند متعال مسألت می کنم.
سیدعلی خامنه ای
/25 دیماه/ 1388
[ تگ ها : ولایت ]
+ نوشته شده در ساعت ٢:۳٩ ق.ظ توسط م
رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار هزاران نفر از مردم قم، حضور
عظیم و تعیین کننده ملت مؤمن، با بصیرت و با غیرت ایران را در راهپیمایی سراسری نهم دی ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خواندند.
حضرت آیةا...خامنه ای با عنایت به حمایتها و پشتیبانیهای خداوند متعال از انقلاب در طول حیات این نظام، متذکر شدند نیروهای انقلاب و دشمنان بدانند که حافظ اصلی این حرکت عظیم مردمی که با محوریت امام راحل به وقوع پیوست، متمایز از انقلابها و نهضتهای ماتریالیستی است که تئوریسینهای انقلاب آنها را تئوریزه نموده اند. همان گونه که امام راحل اتکا به قدرت لایزال خداوند را پشتوانه اصلی خود در مبارزات می دانستند، و در این زمینه معتقدند: «این ما نیستیم که چنین می کنیم. من دست خدا را به وضوح حس می کنم، آدمی که دست خدا را لمس می کند و در راه خدا قدم بر می دارد، خدا هم به مصداق «ان تنصرا... ینصروکم» بر نصرت او می افزاید.»
بر کسی پوشیده نیست، همان گونه که استقرار انقلاب اسلامی موجب بهت و حیرت بیگانگان شد و آنها را از آنالیز این نظام با ابزارهای مادی عاجز و ناتوان نمود، استمرار این حرکت عظیم الهی نیز با وجود همه تلاشهای استکباری آنها و سمپاتهای داخلی شان، شگفتی آنها را برخواهد انگیخت. این عبارتها شعار و یا برخاسته از دیدگاهی آرمانگرایانه نیست، بلکه مضمون اعترافها و اظهارات بنگاه های غربی و شخصیتهای محوری آنهاست که پرداختن به اسامی آنها از حوصله این نوشتار خارج است.
[ تگ ها : ولایت ، بسیج و ولایت ]
+ نوشته شده در ساعت ۱٠:٥٠ ب.ظ توسط م
امام حسین(ع) تنها امامی است که احقاق حق امامت خود را با قیام توأم ساخت. برای شناخت و ارزیابی دقیق این قیام باید صفحات تاریخ را ورق زد و ریشههای آن را قدم به قدم از هنگام انعقاد نطفه تا بارور شدن مورد تحلیل قرار داد.آنچه مشخص است موجبات قیام حسین بن علی(ع) یکباره و دفعی فراهم نشد. یعنی چنان نبود که پس از مرگ معاویه یکدفعه وضعی خاص برای جامعه اسلامی پدید آید و پیدایش این وضع امام حسین(ع) را وادار به قیام کند.قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع) ریشه در انحرافهای بنیادی و اساسی جامعه اسلامی داشت که زاییده تحریف حکومت اسلامی از مسیر حقیقی خویش پس از سقیفه بود. امارت ناشایستگان، زیر پا گذاردن احکام الهی، بی اعتنایی به سنت و سیرة رسول خدا(ص)، تمسّک به بدعتهای نادرست، دست اندازی به بیت المال مسلمین و مختار دانستن خود و خویشاوندان در هرگونه دخل و تصرفی در اموال عمومی، ظهور فساد در جامعه و اباحیگری نمونههایی از انحراف در حکومت اموی بود.بیست سال خلافت معاویه انحراف اسلام را به اوج خود رساند. انحراف شدیدی که اولاً تمام مبانی اساسی و سیاسی حکومت اسلامی را دربرگرفته و ثانیاً در همة شئون و نواحی اجتماعی مسلمانان رخنه کرده بود.در نتیجه سیاستها و حیلهگریهای معاویه، دستگاه خلافت اموی علی رغم تمامی مظالم و مفاسد، چهرة چندان منفوری نداشت؛ به گونهای که مردم در شام حکومت اموی را بهترین نوع حکومت اسلامی میدانستند. همچنین در سایة تبلیغات منفی دستگاه خلافت، اهل بیت پیامبر(ص) در انزوای سیاسی و اجتماعی قرار گرفته بودند. بنی امیه در تبلیغات تحریفگرانه خود مصلح را مفسد[1] و خادم را خائن و بالاخره امام راستین را فتنه گر و خارجی میخواندند تا یزید را "امام عادل" معرفی نمایند.افکار عمومی مسلمانان بر مدار تأیید ظالمان استوار گشته و در مرحلهای از ناآگاهی بود که وقتی برای یزید شرابخوار بیعت خواستند همه سر تسلیم فرود آورده و بدین ذلت و خواری راضی شدند و به بهانة جماعت مسلمین و ضرورت وحدت اسلامی مهر سکوت بر لب نهادند. در نگاه اشرافیت جاهلی که توسط امویان توسعه یافته بود، اطاعت امام، چه عادل و چه ظالم، واجب بود و هیچ کس حق نداشت در حدود منویات، مصالح و مطامع دستگاه حکومت و خلافت رفتار کند و پا از منافع دستگاه خلافت فراتر نهد اگر چه حق باشد. استمرار این اندیشه باعث گشت لشکریان دشمن به فرمان امام خویش[2] وارد کارزار شوند و همگی توجیه میکردند که فرمان از امام دارند و در پرتو همین فرمان هر اقدامی را برای خاموشی این خروج مجاز میدانستند.[3] حتی برخی از حضرت خواستند تا علیه امامش خروج نکند!اینجاست که عظمت روح حسین بن علی(ع) و اهمیت تلاش ایشان در دفاع از مقام امامت و ولایت مشخص میشود. تعبیر آنان از امامت چه بود؟ حضرت با این بینش و اعتقاد به مخالفت برخاستند.حسین بن علی(ع) به پا خاست تا بگوید که تفسیر دین و شرح شریعت نه کار همه، که وظیفه امام است و دین با امامت کامل میشود و تنها اوست که توان اداره جامعه را دارد و آن کس که اسلام راستین میخواهد آن را در امامت و ولایت بجوید نه در دستگاه خلافت شام.امام(ع) به خوبی آگاه بودند که دشمنان امامت و ولایت قادر هستند با تبلیغات گسترده خویش خلافت یزید را نیز به مانند پدرش صبغة دینی بخشیده و حکومت حقّه معرفی نمایند. بر این اساس امام(ع) برای دریدن نقاب نفاق از چهره شرک و کفری که به نام اسلام بر مسند خلافت و جانشینی رسول خدا(ص) نشسته بود، ندای "هیهات من الذلّه" سرداد.بایستی توجه داشت که خطر اصلی برای اسلام شخص یزید نبود، بلکه جریانی به نام "طلقاء" بود که یزید پس از پدرش نماد و سمبل آن به شمار میرفت. در نتیجه استنکاف حضرت از بیعت با یزید و قیام وی را نباید قیامی علیه شخص یزید قلمداد نمود بلکه حضرت به عنوان امام جامعه و برای دفاع از میراث راستین خویش که همان امامت و ولایت بر جامعه اسلامی است، بیعت با یزید، جرثومه ظلم و فساد را به عنوان خلیفه مسلمین جایز ندانسته و برای نجات دین جدشو
احیای آن[4]به پاخاست؛ دینی که امامت جزء ارکان آن محسوب میشود.نبرد حسین بن علی(ع) با یزید، نبرد نواده محمد(ص) با بوسفیان است. روزگاری محمد(ص) در صیانت از نبوت ـ که سرچشمهاش توحید بود ـ در برابر فرزند حرب (ابوسفیان) ایستاد و اکنون حسین(ع) در پاسداری از مکتب امامت ـ که استمرار مکتب نبوت است ـ در برابر یزید سینه سپر میکند و راه و مسیری روشن برای تمامی عزّتمندان عالم مشخص میسازد؛ راهی که از چراغ هدایتگر امامت و ولایت نور میگیرد.[5]
[ تگ ها : ولایت ]
+ نوشته شده در ساعت ٥:٥۳ ق.ظ توسط م
مهمترین دلیلی که بانوان کاروان عاشورائیان را همراهی می کردند، توجه آنها به اصل ولایتمداری بود. حجة الاسلام والمسلمین حسین ادیب یزدی گفت: اصول تربیتی و درک صحیح از شرایط جامعه، موجب شد تا بانوان خاندان وحی در این راه همپای حضرت زینب(س)،
حضرت اباعبدا... الحسین(ع) را همراهی کنند.
ادیب یزدی افزود: شیرزنان کربلایی با اقدامات خود جامعه اسلامی را بیدار ساختند. آنان افکار عمیق اصلاح طلبانه و امر به معروف و نهی از منکر که دلیل اصلی قیام امام حسین(ع) بود را به سرانجام رساندند.
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: حضرت زینب(س) در زمان شهادت امام حسین(ع)، 54 سال سن داشتند. ایشان مدیریت سیاسی، فکری و اعتقادی بانوان کاروان اباعبدا...(ع) را چه در زمان حیات ایشان و چه بعد از شهادت امام حسین(ع) بر عهده داشتند. عظمت و قدرت روحی و ایمانی این بانوی بزرگ اسلام به قدری بود که دشمنی که در واقعه عاشورا با شمشیر امام حسین(ع) را به شهادت رساند، در مقابل قدرت بیان حضرت زینب(س) احساس ذلت و ضعف کرد و حرفی برای گفتن نداشت.
وی یکی از معجزات عاشورا را حفظ ارزشها از سوی بانوان دانست و تأکید کرد: حضرت زینب(س) مردم را متوجه شاهراه اصلی که همان ولایتمداری است، ساختند، چرا که انتقال پیام شهدای کربلا و امام به خون خویش غلتیده را بر خود امری واجب می دانستند و در این زمینه با تمام توان خود این رسالت را به شکلی نیکو انجام دادند.
[ تگ ها : ولایت ]
+ نوشته شده در ساعت ٧:٥٢ ق.ظ توسط م
بحث دربارهی ولایت را به گونههای مختلفی میتوان مطرح کرد. "ولایتپذیری" و "ولایتگریزی" را هم میتوان به صورتهای گوناگون مورد مطالعه قرار داد. یکی از منظرها که در قرآن کریم هم آمده، این است که بحث پیرامون ولایت را از "نظام تسخیری" آغاز کنیم و با طرح تفاوتهایی که میان انسانها و لوازمی که این تفاوتها دارند، به موضوع ولایت، ولایتپذیری و ولایتگریزی برسیم.
نظام تسخیری
انسانها با یکدیگر متفاوت آفریده شدهاند و امکانات، دارائیها و توانائیهایشان با هم فرق میکند. این تفاوت لازمهی خلقت انسان است که میخواهد اجتماعی زندگی کند. اگر این تفاوتها نبود، زندگی اجتماعی هم قابل تصور نبود. اجتماع هم به دلایل گوناگون لازمهی حیات انسان شمرده شده است.
تفاوت بین انسانها موجب میشود که توانائیها و دارائیهای انسانها نسبت به هم در بخشهای مختلف، کم و زیاد باشد. مثلاً پیرمرد، عقلش بیشتر از جوان میرسد؛ زور جوان هم بیشتر از پیرمرد است. باید توانائیهای این دو در هم ضرب شود تا بتوانند زندگی کنند. گاهی جوان به پیرمرد پول میدهد تا از عقلش استفاده کند و گاهی پیرمرد به جوان پول میدهد تا از زور بازوی او بهره ببرد. البته مثالهای متنوع دیگری نیز میتوان در نظر گرفت که بیش از این بیانکنندهی تفاوت استعدادها و تواناییها باشند اما از ذکر آنها میگذریم.
[ تگ ها : ولایت ]
+ نوشته شده در ساعت ٥:٥۸ ق.ظ توسط م





